تبليغاتX
•* *•. ღ فانوس مشکی ღ.• * *•

•* *•. ღ فانوس مشکی ღ.• * *•


 

دو مرد در كنار درياچه مشغول ماهيگيري بودند. يكي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست.

هر بار مرد باتجربه يك ماهي بزرگ مي گرفت آنرا در ظرف يخي كه كنار دستش بود مي انداخت تا ماهي تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يك ماهي بزرگ آنرا به دريا پرت مي كرد .

 

ماهيگير باتجربه از اينكه مي ديد آن مرد چگونه ماهي ها را از دست مي دهد  بسيار متعجب بود  لذا پس از مدتي از او پرسيد:

چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي كني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من كوچك است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد  ، شانسهاي بزرگ ، شغلهاي بزرگ روياهاي بزرگ و فرصتهاي بزرگي را كه خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي كنيم  چون ايمانمان كم است .

 

ما به آن مرد كه تنها نيازش تهيه يك تابه بزرگ است مي خنديدم  اما نمي دانيم تنها نياز ما نيز انست  كه ايمانمان را افزايش دهيم .

 

خداوند هيچگاه چيزي را كه شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .

اين بدان معناست كه با اعتماد به نفس كامل  از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده كني .

 

هيچ چيز  براي خدا غير ممكن نيست.

 

به ياد داشته باش :

به خدايت نگو كه چقدر مشكلاتت بزرگ است .

به مشكلاتت بگو كه چقدر خدايت بزرگ است .

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388 23:9 توسط ساره |


 

 

وقتي نگاه پر مهرت را بر من مي دوختي ، لبخند مي زدم.

 

وقتي با من بازي مي كردي ، سر خوش دست و پاهايم را تكان مي دادم.

 

دستهايت  را روي چشمانت مي گذاشتي و با صداي   دالي   تو مي خنديدم .

 

كمي بزرگتر كه شدم برايم عروسك خريدي با خوشحالي  آن را از تو مي گرفتم و مشغول بازي با آن مي شدم.

 

وقتي زمين مي خوردم تمام تلاشت رو براي شاد كردن من مي كردي .

 

هر روز كه به خانه بر مي گشتي با وجود خستگي از كار  آرام در چار چوب در اتاقم منتظر مي ماندي تا من كه مشغول كارها و درسهايم بودم  نگاهت كنم آنگاه با روي گشاده مرا مهمان لبخند و حرفهاي دلنشين ات مي كردي و خستگي را از يادم مي بردي .

 

از اينكه به من اعتماد داشتي  خوشحال بودم و با حضورت در موقع نياز به من قوت قلب مي دادي .

 

مهمتر از همه به خاطر اهميتي كه در تموم لحظه هاي بودنت به وجودم مي دادي  به داشتنت افتخار مي كردم 

 

 . . .

 

حضورت در زندگي من تكيه گاهي محكم بود و به من اميد مي داد.

 

 

آيا من به خاطر همه اينا از تو تشكر كرده ام ؟‌

 

نمي دانم    نمي دانم   اما مي دانم سرنوشت با گرفتن تو از آن روز دلم را شکست و  از آن روز ترس نداشتن تو توي تموم لحظه هاي زندكي ام سايه افكند ...

 

اما  چند صباحي است كبوتري مهمان حياط  ماست . نگاه آرام و نگران آن پرنده  كه نميدانم چه حكمتي دارد  با بودنش به من آرامش مي دهد آرامشي كه از آن روزي كه رفتي گم كرده بودم . آري  ياكريم هاي  حياط  خانه ما با بودنش آرامم مي كند و ياد  تو را در دلم زنده مي كند  و فضا را برايم از حس بودنت سرشار مي كند . دوستي برايم نوشت درخت خشك شده حياط خانه ما  نشان نبودن توست  و نگاه يا كريم هاي نشسته روي شاخه هايش چشمان نگران توست  ...  و  چه زيبا گفت .

 

اكنون هر وقت دلم برايت تنگ مي شود « يا كريم » را به نظاره مي نشينم و تو را به ياد مي آورم  ...

 

لبخند پر مهرت ،‌ نگاه مهربون و نگران تو  هميشه هميشه جلو ديدگان من است

 

 

پدر دوستت دارم.

 

 

ساره

۹تير ماه 88

 

       

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 23:0 توسط ساره |


 

چقدر يك شكست در زندگيت مهم است ؟

آيا باعث شكوفايت مي شود يا اينكه باعث مي شود دست از تلاش برداريد ؟

 

اگر آنقدر قوي نيستيد كه ببازيد .... مسلما ً توانايي برنده شدن را نيز نخواهي داشت.

 

هيچ رازي در موفقيت وجود ندارد . موفقيت نتيجه آمادگي ، تلاش سخت و درس گرفتن از شكست هاست .

 

هميشه زيرك ترين آدمها كساني نيستند كه كمترين ميزان شكست را دارد بلكه كساني هستند كه از شكستها  بهترين درس را مي گيرند.

 

شكست معمولا يك موقعيت موقتي است ... ولي نااميد شدن آن را به موقعيت دائمي تبديل مي كند.

 

شكست بايد همانند معلمي براي ما باشد ...  نه يك مانع براي پيشرفت .  شكست ممكن است سرعت ما را كم كند اما نبايد سبب مغلوب شدنمان گردد.

 

شكست به منزله يك وقفه است نه  يك پايان   تنها در صورتي مي توانيد از شكست اجتناب كنيد كه چيزي نگوييد ، كاري نكنيد  ، و هيچ مطلق باشيد .

 

قضاوت ديگران به ما روي تعداد دفعاتي كه شكست خورديم نيست بلكه روي تعداد دفعاتي است كه موفق شديم .

و تعداد دفعاتي كه موفق شديم  زماني بوده است كه بلافاصله بعد از اينكه شكست خورديم دوباره به تلاش خود ادامه داديم و موفق شديم .

 

در آخر اگر احتمال شكست وجود نداشت پيروزي بي معني بود.

 

 

******

 

مي توانيم اشتباه كنيم مي توانيم شكست بخوريم ولي يك اشتباه  فقط يكبار  ( يعني قانون زندگي اينه كه تا از اشتباهي درس نگيري بارها برايت تكرار مي كند . )

مي توانيم پيروز شويم با هر پيروزي يك پله جلوتر مي رويم ...

 

خدايا همه ما را ياري ده و به ما بينشي عطا كن تا از شكستها و اشتباهاتمان درس بگيريم  و به پيروزي به منزله يك فرصت ديگر براي جلو رفتن بنگريم .  ياري ده  دنبال مقصر نگرديم تا اشتباهمان را به گردن او بياندازيم و بينشي كه جسارت پذيرفتن و تكرار نكردن راداشته باشيم .

الهي آمين

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 21:56 توسط ساره |